Make your own free website on Tripod.com

668   دوست داشتن ديگران

 

پنج شنبه نوزدهم آبان 1384

**************************************************

 

دوست داشتن يکي از مفاهم کليدي برقراري رابطه بين انسانها در دنياي امروزي ماست. دوست داشتن مفهومي است که بطور دو جانبه بر رفتار آدمها اثر مي گذارد. تا فردي کسي را دوست نداشته باشد، چگونه مي تواند به برقراري رابطه با او تمايل نشان دهد، دوست داشتن نوعي زيبا شناسي، مفيد يافتن و يا احساس تعلق به ديگري است تا نقطه زيبا و دوست داشتني يا اشتراک عقيده و زندگي نسبت به ديگري وجود نداشته باشد، کشش و در نتيجه کوشش مورد نظر پديدار نمي شود.


گاهي اوقات اين دوست داشتن به خاطر احساس تعلقي است که بين دو نفر وجود دارد و از جهت ديگر وقتي انسانها ببينند که فردي آنها را دوست دارد و به سرنوشت آنان علاقمند است و براي رشد آنها مي کوشد، آنها نيز او را دوست مي دارند. با اينکه دوست داشتن قلبي شرط اساس برقراري رابطه بين انسانهاست، ولي دوست داشتن ظاهري و اظهار دوستي و محبت کردن نيز نقش کمتري از مطلب اول ندارد.


"اگر در سالهاي اول نزدگي کودک احساس کند که در محيط خانواده مورد توجه و تأييد است و از مهر و محبت والدين برخوردار است اين احساس به او ياري مي کند که از خودش خودشش بيايد و نسبت به خود نگرشي توام با احترام پيدا کند و به همين احساس با ارزش بودن و دوست داشته شدن موجب ميگردد که در ارتباط برقرار کردن با ديگران مطمئن تر اقدام کند و در روابط خود مهربانتر باشد. ولي اگر تجارب او توام با خشونت، نفي شدن و حقيرشدن باشد او هم در برقراري مناسبات با سايرين گرفتار عدم اعتماد خواهد شد و به نوعي افسردگي و دل مردگي دچار خواهد شد."(رضا شاپوريان)

ميتوان گفت که اصولا"دوست داشتن اساس برقراري رابطه با ديگران است، و دوستي يعني اين که کسي، ديگري را حامي، پشتيبان و متعهد خود بداند و نوعي وابستگي و همبستگي را بين زندگي او و زندگي خود ببيند. کسي که در مواقع ضروري ميتوان به او مراجعه کرد و از او کمک خواست. ولي کسي است که فرد را دوست دارد و فرد او را دوست دارد و در زمانهاي لازم و حياتي او را حمايت خواهد کرد.

 

منبع : وبلاگ به رنگ خدا