Make your own free website on Tripod.com

679 برنامه ريزی عصبی ‌كلامی (NLP)

 

يكشنبه بيست و دوم آبان 1384

**************************************************

 

منبع : سايت «راهكار مديريت»

بدن ما از دو سلسله اعصاب فرمان می گيرد: سلسله اعصاب ارادی و سلسله اعصاب غير ارادی

مركز كنترل اعصاب ارادی در قسمتهای بالای مغز قرار دارد كه به آن ضمير خودآگاه می گويند. اين مركز فعاليتهايی مانند حرف زدن، دويدن، و ... را كنترل می كند و فعاليتهای اين مركز با فكر، انتخاب و تصميم همراه است.

 

مركز كنترل اعصاب غير ارادی در قسمتهای پايينتر مغز قرار دارد و بر فعاليتهايی نظير گردش خون، هضم غذا و ... نظارت مي كند. فعاليتهای اين قسمت مغز كه به آن ضمير ناخودآگاه نيز می گويند، خارج از كنترل انسان انجام می شود. ضمير ناخودآگاه قدرت انتخاب و تصميم ندارد و فقط مدير اجرايی توانمندی است.

 

هر گاه عملی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. به عنوان مثال يك ماشين نويس در روزهای اول كار، برای تايپ صحيح كلمات نياز به تمركز كامل دارد ولی پس از تمرين فراوان،‌ اين توانايی را پيدا می كند كه در حال تايپ كردن، با شما صحبت هم كند. اين موضوع در مورد رانندگی نيز صادق است.

نكته جالب اينجا است كه هرگاه پيامی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن نيز از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. اين پيام می تواند به صورت تصوير يا كلامی مثبت يا منفی باشد.

تك تك واژه هايی كه به زبان می آوريم يا افكاری كه در ذهن می پروريم، سبب ايجاد يك ارتعاش عصبی خاص در مغز می شود كه اين ارتعاش در اثر تكرار به لايه های عميق تر مغز نفوذ می كند،‌ در ناخودآگاه می نشيند،‌ آن را برنامه ريزی می كند و به صورت يك فايل به اجرا در می آيد.

فرض كنيد يك تخته چوب به پهنای ۲۰ سانتی متر را در ارتفاع نيم متری قرار دهند و از شما بخواهند كه از آن عبور كنيد. ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه شما به طور مشترك می گويند كه شما می‌توانيد طول اين تخته را به راحتی طی كنيد.

حالا اگر همين تخته را در ارتفاع چهار متری قرار دهند و بخواهند كه از روی آن بگذريد، ممكن است به خودتان بگوييد من از روی همين تخته گذشته ام و بار ديگر هم می توانم از روی آن عبور كنم، ولی ضمير ناخودآگاهتان می‌گويد كه اين كار خطرناك است و ممكن است باعث افتادن و صدمه ديدنتان شود، ‌لذا هنگامی ‌كه اولين گام را روی تخته می‌گذاريد،‌ گامهايتان می لرزد،‌ سرتان گيج می‌رود و از ادامه حركت عاجز می شويد.

هرگاه بين ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه تضادی ايجاد شود،‌ ضمير ناخودآگاه پيروز خواهد بود. تفاوت شما و يك بندباز كه به راحتی روی يك طناب راه می رود اين است كه تصوير ذهنی‌ او از راه رفتن روی طناب در ارتفاع مثبت است و تصوير ذهنی شما منفی است.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

كارل والندا سالها با موفقيتی كم نظير، پروازهای مختلف هوايی را انجام داده بود و يك بار هم به عدم موفقيت فكر نكرده بود. فكر سقوط حتی در مخيله او نمی گنجيد.

چند سال پيش، مكررا به همسرش يادآور شد كه خود را در حال سقوط هواپيما ديده است. پس از آن مرتبا منظره سقوط در نظرش مجسم می شد. سه ماه پس از اولين باری كه اين موضوع را به همسرش گفت،‌ هواپيمايش سقوط كرد و جان خود را از دست داد.

بعضی ها ممكن است اين را يك اخطار غيبی بدانند. يك نقطه نظر هم اين است كه بگوييم وی به طور مداوم يك تصوير يا پيام منفی را به سيستم عصبی خود منتقل می كرد و در نتيجه روحيه ای پيدا كرد كه موجب سقوط وی گرديد. او با اين پيام، راهی تازه به مغز خود نشان داد و سرانجام،‌ مغز وی آن راه را رفت.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:

"مل فيشر" هفده سال تمام مشغول تجسس قعر دريا به منظور رسيدن به گنج بود. سرانجام شمش هايی از طلا و نقره به ارزش چهارصد ميليون دلار يافت. از يكی‌از همكاران او پرسيدند كه چگونه اين گروه پس از اين همه مدت دلسرد نشد و به كار ادامه داد. او جواب داد كه مل می توانست در هر كسی‌ انگيزه و شوق به وجود آورد. او هر روز به خود و ديگران می گفت: امروز، روز نتيجه است و در پايان روز می گفت: فردا روز نتيجه است. اما فقط گفتن كافی نبود‌، بلكه كلمات را به گونه ای مناسب به كار می برد و لحن صدايش، با تصويری كه در ذهن داشت و با احساساتش هماهنگ می نمود. هر روز به خود روحيه می داد كه بتواند به عمليات ادامه دهد و سرانجام به پيروزی رسيد.

به گفته امرسون «هر عملی،‌ زاييده فكری است». اگر ارتباطی را كه با خود برقرار می كنيم تحت كنترل قرار دهيم و در خصوص خواسته های‌خود پيامهای مثبت به سيستم عصبی خود بفرستيم،‌ می توانيم هميشه نتايج مثبت و درخشان به دست آوريم، هرچند رسيدن به موفقيت، دشوار يا غيرممكن به نظر برسد.

 

«برنامه ريزی عصبی - كلامی» ترجمهNeuro – Linguistic Programming يا به اختصار (NLP) است. اين علم به چگونگی تأثير كلام و افكار بر سيستم عصبی ما می پردازد.

 

كسانی كه می توانند به نتايج درخشان دست يابند،‌اين كار را از طريق برقراری ارتباط خاصی با سيستم عصبی خود به انجام می رسانند.  NLP چهارچوبی علمی برای هدايت ذهن در اختيار ما می گذارد و به ما می آموزد كه روحيات و رفتارهای خود و يا روحيات و رفتارهای ديگران را به مسير صحيح هدايت كنيم. به طور خلاصه اين علم به ما می آموزد كه چگونه مغز و ذهن خود را اداره كنيم تا به بهترين وجه به نتايج دلخواه خود برسيم.

 

يكی از اصول NLP می گويد كه همه ما دارای‌ سلسله اعصاب مشابهی هستيم، بنابر اين در جهان هر كس قادر باشد هر كاری را انجام دهد،‌ شما نيز می توانيد، مشروط به اين كه مغز و اعصاب خود را دقيقا مانند او اداره نماييد. اين عمليات در اصطلاح "مدلسازی" ناميده می شود.

 

اگر كسی هست كه صبحها به راحتی و به سرعت بيدار می شود، پس شما هم می توانيد. اگر كسی را می شناسيد كه می‌تواند رابطه كامل با فرزند خود برقرار كند،‌ پس شما هم می‌توانيد.

 

بديهی است بعضی‌كارها مشكل تر و پيچيده تر است و لذا ممكن است مدلسازی آن كارها به زمان بيشتری نياز داشته باشد.

مؤسسه نسل نوانديش تقريبا هر دو ماه يك بار يك دوره آموزشی ده روزه با نام "NLP و موفقيت" برگزار می كند كه مدرس اين دوره، آقای‌ مجتبی حورايی است.

سرفصلهای اين دوره عبارتند از: ارتباط با خود، ارتباط مؤثر با ديگران،‌ هدف يابی، مقدمه ای بر روانشناسی تغيير، اصول علمی تلقين به نفس، انرژی ذهنی/تخيل هدايت شده، دستيابی به خواسته ها، قصد آفرينش الهی،‌ كارما، قانونمندی طبيعت.

حضور در اين كلاس به همه كسانی كه می خواهند از توان خود استفاده بهتری كنند، توصيه می‌شود.

برای شركت در اين دوره می توانيد با شماره تلفن 9-66952547 در تهران تماس بگيريد. ضمنا اين دوره در مشهد نيز برگزار می گردد.

منبع : سايت «راهكار مديريت»

 

منبع: وبلاگ سينرژي و با تشكر از وبلاگ Qi-Iran