Make your own free website on Tripod.com

681 بدون شرح

 

يكشنبه بيست و دوم آبان 1384

**************************************************

این متن رو حتما بخونید و یا در جلساتتون دربارهاش صحبت کنید:

درآمدهاي ناشي از اين تجارت ، بادآورده و حرام است !!!

حضرت علي مي فرمايد : احمق ترين مردم كساني هستند كه در مورد چيزي كه نمي دانند صحبت مي كنند وقتي نمي دانيد كه كار كردن در اين سيستمها به چه منوالي است چرا بدون هيچ اطلاعاتي نظر مي دهيد باور كنيد بسياري از افرادي كه ادعا دارند كه درآمدهاي ما بادآورده و بدون زحمت است ، حتي يك هفته تاب و تحمل فشار روحي انجام اين كار را ندارند ، بهتر است اين افراد ، با كساني كه اين كار را به صورت حرفه اي انجام مي دهند ، صحبت كنند و روند كاري آنها را بپرسند آن وقت حتما متوجه خواهند شد كه بسياري از اعضاي اين سيستم  آن قدر درگير كار هستند كه حتي از بسياري از تفريحات خود نيز دست برداشته اند ، بلي درست است كه ما ، بيل و كلنگ دستمان نمي گيريم ولي مدام از فكر و ذهن خود به صورت هوشمندانه استفاده مي كنيم ، اگر از مغز يك نت وركر اسكن بگيرند ، مثل دست يك كارگر زحمت كش پينه بسته است .

 اگردرآمد ما بادآورده و حرام است ، پس حتما درآمد مديران دولتي كه ساعت 10 صبح با هزار سلام و صلوات، پشت ميز مي نشينند و بعد از 6 ساعت كار كه حداقل 2 ساعت از آن  را هم براي استراحت ، ناهار و ... صرف مي كنند و سپس با خستگي حاصل از يك روز سخت و طاقت فرسا !!! به منزل بر مي گردند ، حلال و طيب است !!!  باور كنيد درآمد ما بسيار حلال تر از كساني است كه مثل زالو ، سرمايه مردم و بيت المال را به يغما برده و مي برند ، كساني كه خيانتشان به اين مملكت واضح و علني است .

 تك تك اعضاي اين سيستم ، براي به دست آوردن ريال به ريال درآمد خود ، زحمت كشيده اند و نت ورك هم مثل هر كار ديگري پول بي زحمت به هيچ كس نخواهد داد ، شايد بارها در برنامه هاي تلويزيوني ديده باشيد ( بالاخص برنامه گفتگوي ويژه خبري ) يا در روزنامه ها خوانده باشيد كه حتي مخالفان اين نوع سيستمها مي گويند كه معمولا اعضاي اين شبكه ها ، بچه هاي باهوشي هستند كه بعضا 20 ساعت در روز كار مي كنند و حتي بنا به ادعاي خودشان ، ‌با اين افراد صحبت هم كرده اند ، پس چرا مراجع محترم تقليد مي گويند كه درآمدهاي ما حرام است ، چون كار نمي كنيد و پولي كه دريافت مي كنيد از راه زحمت به دست نيامده ( دقيقا حرف اين مراجع درست است ، چون مراجع محترم  براي به دست آوردن پول و چپاول مردم واقعا زحمت مي كشند !!! جوري كه به نظر من ، حتما نياز به يك ماساژور حرفه اي دارند ) شما فقط پاي كامپيوتر مي نشينيد و پول در مي آوريد ،  من يك سوال از اين مراجع محترم دارم : آيا 20 ساعت در روز كم است ؟ به نظر شما 25 ساعت در روز چطور است ؟

اين سيستم يهودي یا طراحی استعمار است !!!

اين سيستم يهودي است !!!

هر وقت افراد از من اين سوال را مي پرسند ، ياد حرف يكي از اساتيد دانشگاه مي افتم ، سر كلاسهاي دانشگاه مي گفت : كشور ما يك كشور سياسي است ، حتي پول نفت را هم صرف سياست مي كند نه صرف اقتصاد .

اين كه مديران شركت ، يهودي هستند يا نه ، نياز به داشتن مدرك يا سند معتبري دارد و اين كه بخواهيم اين مساله را هم سياسي ببينيم و تجزيه و تحليل كنيم ، خيلي بي انصافي است ! علاوه بر اين ، خيلي از كمپاني هايي كه ما محصولاتشان را مي خريم و استفاده مي كنيم مثل ژيلت ، كوكاكولا ، نستله و ... يهودي هستند ، جداي از اين موارد ،  بايد توجه داشت كه مساله يهود با مساله صهيونيزم كاملا متفاوت است ، يهود يك دين توحيدي است و يهوديان هم انسانند . من يك سوال دارم : اين كه ما با صهيونيزم و اسرائيل مشكل سياسي داريم ، آيا باعث مي شود كه ما يهوديان را مجرم و دشمن خدا بدانيم ؟ ( البته بايد تفكرات ضد يهود موجود در جامعه را كه ريشه تاريخي هم دارد ، مستثني كرد ) .

من نمي دانم كه دين مديران شركت چيست ، هيچ وقت هم برايم مهم نبوده كه دينشان چيست يا چه اعتقادات مذهبي دارند . براي من  همه اديان محترم هستند ، من در مواجهه با افراد ، به ديدگاهها ، اعمال و رفتارشان توجه مي كنم و بر اساس آن تصميم گيري مي كنم ، جالب است بدانيد كه شركت ، در موقع سونامي ، از طريق صليب  سرخ  نروژ ، كمكهاي انسان دوستانه فراواني به مردم مصيبت زده جنوب شرق آسيا اعطا كرد .

با توجه به اين همه تبليغات منفي ، كسي وارد اين نوع سيستمها نمي شود !!!

به نظر من اين تبليغات  منفي خود فيلتري است براي غربال كردن افرادي كه واقعا مي خواهند كار كنند با افرادي كه زمان و انرژي شما را هدر مي دهند . اگر فردي با وجود اين همه تبليغات منفي وارد سيستم شود يا به كار خود ادامه دهد ، علاوه بر اين كه  با امواج منفي و نوسانات كاري اين سيستم آشنايي كامل پيدا كرده ، نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف خود آنچنان مصمم و جدي است كه انبوهي از تبليغات منفي ، كوچكترين اثر منفي در وي نگذاشته است و اين آرزوي همه ماست كه چنين افراد مصمم و باانگيره اي  در سازمان خود داشته باشيم .

علاوه بر اين ، همه ما مي دانيم كه وارد حرفه اي شده ايم كه نوسانات و سختي هاي خاص خود را  دارد !!! (به قول يكي از دوستان ، وارد شدن ما به نت ورك در حقيقت نوعي "نه" به جهوري اسلامي است) ولي براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا يك عده اين قدر ضعيف هستند كه با كوچكترين تبليغات منفي از پا در مي آيند ؟ واقعا رسيدن به اهداف اين قدر بي ارزش شده است ؟ آيا من بايد آينده خود را به دست اين قانون يا آن فتوا بدهم ؟ جالب است ، ما ادعا مي كنيم كه مي خواهيم با اين تجارت  به اهداف و آرزوهاي خود برسيم ، اما تاب و

توان تحمل كوچكترين ناملايمات را هم نداريم !!!  واقعا راست گفته اند كه : " ترس ، برادر مرگ است ."

  جو منفي نه تنها به ضرر ما نيست كه به نفع ماست زيرا افراد ديگر بدون دليل و چشم بسته وارد سيستم     نمي شوند و قبل از ورود حتما تحقيقات كافي انجام مي دهند و اين يك برگ برنده براي همه ماست .

اين كه در مورد نت ورك ماركتينگ  تبليغات منفي فراواني صورت مي گيرد ، كاملا درست است ، اما من يك سوال دارم : " آيا اين همه تبليغات منفي در روزنامه ها و صدا و سيما كه بعضا تكراري و خسته كننده هم شده است (کسی نيست که به اين آقايان بگويد که خسته نشديد ؟ اين همه انکار ، اين همه دروغ ، اين همه يكدندگي !!! خوب شد كه من به آقاي كاتوزيان راي ندادم و الا هيچ وقت خودم را نمي بخشيدم !!! ) باعث توقف رشد مجموعه ها شده است ؟ " منكر اين قضيه نيستم كه اين تبليغات منفي ، هر از چندگاهي باعث كند شدن رشد مجموعه ها مي شود ولي هيچ گاه نخواهد توانست باعث توقف رشد آنها شود ، بايد توجه داشت كه اساس اين تجارت بر مبناي  اعتماد متقابل افراد  به هم مي باشد  و افراد  نه  بر اساس خوانده ها و شنيده هاي خود از رسانه ها كه  بر اساس  اعتماد به اطرافيان خود  وارد اين نوع  سيستمها مي شوند ، فراموش نكنيم كه طرف مقابل ما يك انسان است ، زماني كه شما صادقانه ، حقايق پنهان اين نوع تبليغات را به آنها بگوييد ، آنها  به شما اعتماد خواهند كرد .

با توجه به این همه تبلیغات منفی ، کسی وارد این نوع سیستمها نمی شود !!!

ديد مردم نسبت به اين نوع كارها منفي است !!!

اولا من به شخصه فكر مي كنم كه نوع نگاه نسبت به Network Marketing  بسيار عوض شده ، براي اثبات اين حرف كافي است اوضاع و احوال را با چند سال قبل مقايسه كنيم ، الان بسياري از افراد واقعا اين نوع تجارت را به عنوان حرفه اصلي خود پذيرفته اند و اين  به خاطر سخت كوشي و هوشمندانه كار كردن افرادي است كه نشان دادند اين حرفه ، يك تجارت واقعي است و حتي امروزه كساني كه با اين نوع سيستمها مخالفند ، علني يا غير علني به قدرتمند بودن اين پديده اذعان دارند ، من يك سوال دارم :

 اگر نت ورك ماركتينگ ، يك پديده قوي و قدرتمند نبود ، آيا صدا و سيما ، رسانه ها ، مطبوعات ، مجلس ، دولت و حتي  قوه قضاييه را  بسيج مي كرد كه همگي سراسيمه و بعضا بدون شناخت كافي از اصول اين تجارت، آگاهانه يا ناآگاهانه  به مخالفت با آن بپردازند ؟

 اين كه مدام بر روي آگاهانه يا ناآگاهانه تاكيد دارم ، به اين دليل است كه بعضي از افراد از روي جهل اين نوع سيستمها را مي كوبند ، اين عده از افراد كه معمولا ديد سنتي دارند يا خود را درگير تئوري توطئه مي كنند ، معمولا در مقابل هر پديده جديد حالت تدافعي مي گيرند چون با دلايل و استدلالهاي خودشان معتقدند تمام اين پديده هاي جديد  كار اسرائيل يا استعمار است !!!  همان طور كه ويدئو و اينترنت از ديدگاه آنها اين گونه بود !!!  ولي هيچ وقت نمي توان در مقابل دستاوردهاي جديد مقاومت كرد ، همان طور كه جامعه ما امروز ويدئو و  اينترنت را شناخت و پذيرفت .

اما عده ديگر كه تعدادشان هم كم نيست ، به خاطر منافع شخصي خود ، مدام اين نوع سيستمها را مي كوبند ،  يك مثال كاملا بارز : بعضي روزنامه ها با علم به اين كه اين موضوع مي تواند مخاطبان زيادي را جلب كند ، نهايت استفاده از آن را مي كنند ، البته در همه جاي دنيا ، مطبوعات به جنجال آفريني و " از كاه ، كوه ساختن" تمايل دارند ، آنها مجبورند براي جلب مشتريان ، از عناوين و تيترهاي جذاب و جنجالي استفاده كنند و آن سوژه را علم كنند و در نهايت وقتي تاريخ مصرفش تمام شد و ديگر جذاب نبود ، به راحتي آن را به فراموشي بسپارند

شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

فرض كنيد كه شما مي خواهيد يك مغازه در يك مجتمع كامپيوتري اجاره كنيد ، كلي سرمايه براي اجاره كردن ، تهيه وسايل لازم براي راه اندازي مغازه مثل كامپيوتر ، پرينتر ، اسكنر و ... لازم داريد ، علاوه بر تمام اين هزينه ها ، شما كلي زمان براي انجام اين كار نيز اختصاص داده ايد ، حالا يك سوال دارم : " آيا كسي موفقيت شما در اين كار را تضمين كرده كه شما به انجام اين كار روي آورديد ؟"

تنها عاملي كه شما را وادار به انجام اين كار كرد ، ايمان و اعتقاد شما به انجام اين كار به همراه پشتكار و تلاش شما بود ، در اين تجارت هم به همين ترتب است ، بزرگترين تضمين ، همان پشتكار و تلاش مستمر شما براي موفقيت در اين كار و رعايت اصول و چهارچوب هاي كاري اين تجارت است ، بنابراين هر فرد در صورتي كه طبق اصول كاري اين تجارت عمل كند مي تواند در اين كار موفق شود يعني بزرگترين تضمين براي موفقيت شما ، پشتكار و تلاش شما و رعايت اصول اين تجارت مي باشد ، ‌فراموش نكنيم كه موفقيت يعني تلاش تا حداكثر توان .

الان جايي مشغول كار هستم و زمان لازم براي يك كار ديگر ندارم  !!!

اگر فرد واقعا درگير كاري است و به هيچ عنوان تمركز كافي براي انجام كار جديدي را ندارد ، بهتر است صبر كنيم تا وي زمان بيشتري براي انجام اين كار پيدا كند ، اما اگر اين مطلب تنها بهانه اي براي فرار يا حذف صورت مساله مي باشد ، بهتر است با بكارگيري تكنيك Feel ,Felt , Found  و احساس همدردي با وي ، به وي متذكر شويد كه بسياري از افراد در اين سيستم ، همانند او ، جايي ديگر مشغول به كار هستند ولي به هيچ عنوان كار قبلي خود را رها نكرده اند ، بلكه با يك برنامه ريزي دقيق توانسته اند از زمان خود به نحو بهينه استفاده كنند و در كنار درآمد فعلي خود ، از يك منبع درآمدي ديگر نيز برخوردار شوند ، بايد توجه كرد كه  انجام اين تجارت به معناي استعفا از كار قبلي افراد نمي باشد ، يعني افراد مي توانند همچنان به كار قبلي خود ادامه دهند و اين تجارت را بعد از ساعت كاري خود انجام دهند زيرا زمان انجام اين كار توسط خود افراد تعيين مي شود .

اهل ريسك نيستم ، شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

اهل ريسك  نيستم !!!

به قول يكي از دوستان ، زندگي يعني ريسك و همه ما با ريسك زنده ايم ، ولي جداي از اين مورد بايد توجه كرد كه تعريف ما از ريسك چيست ؟ اگر ريسك را به معناي مرسوم و معمول آن يعني خطر تعريف كنيم فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي اين كار را خطر يا ريسك بداند چون معمولا $۵۰۰ مبلغي نيست كه بخواهد زندگي افراد را زير و رو كند ، آنها را به اوج برده يا از اوج به پايين بكشاند .

يك مثال ساده : فرض كنيم كه امروز يك روز برفي باشد و ما بخواهيم برويم دانشگاه ، اين احتمال وجود دارد كه لباسهايمان كثيف بشود ، ماشين گيرمان نيايد يا حتي تصادف كنيم ولي همه ما با در نظر گرفتن تمام اين مطالب ، بدون اين كه شك كنيم ، راهي دانشگاه مي شويم چون در ازاي تمام اين موارد ، سر كلاس حاضر مي شويم ، دوستانمان را مي بينيم و ... اين كار هم دقيقا همين طور است !!!

اين نوع فعاليتها باعث فريفتن مردم مي شود و باعث می شود پول افراد زیادی سوخت شود !!!

باور كنيد كه اكثر بازاريابان اين سيستم ، اعتقاد به رزق حلال دارند و مطمئنا براي كسب اين رزق ،‌ حاضر به فريب افراد نخواهند بود ، حال اگر درصدي از بازاريابان ، بر خلاف اصول و اخلاق كاري تعيين شده فعاليت كنند ، نمي توان اين نوع فعاليتها را باطل و كلاهبرداري دانست و تمام بازاريابان اين سيستم را كلاهبردار خواند ، بايد توجه كرد كه عملکرد بعضي از افراد ،  نبايد معيار سنجش كل سيستم باشد !!!

پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود !!!

يك كلاس درس را در نظر بگيريد ، يك معلم در طول سال تحصيلي ، تمام نكات لازم براي موفقيت افراد در امتحانات آخر سال را متذكر مي شود ، طبعا افرادي كه اين نكات را رعايت كنند مي توانند در امتحانات آخر سال موفق شوند و كساني كه اين نكات را به كار نبرند ، موفق نخواهند شد ، حال اگر افرادي در امتحانات موفق نشوند ، مقصر معلم است ؟ مسلما خير .

اين كه مي گويند پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود ، واقعا بي انصافي است ! افراد زيادي در اين نوع سيستمها طبق اصول گفته شده اين تجارت عمل نمي كنند و نتيجه طبيعي اين عمل ، عدم موفقيت افراد در اين سيستم  خواهد بود . بسياري از افراد هم زمان با هم وارد اين سيستم شده اند ، كساني كه براي اين تجارت زمان گذاشته اند ، اصول اين كار را رعايت كرده اند و ... موفق شده اند ، اما كساني هم كه زماني براي اين كار نگذاشتند و طبق اصول گفته شده عمل نكردند ، طبعا به هيچ موفقيتي نرسيده اند ، آيا اين از ديدگاه شما بي عدالتي است ؟ واقعا اين عادلانه نيست كه براي موفقيت در اين تجارت ، بايد مطابق با اصول آن گام برداشت ؟

 

منبع : http://tehran-qi.mihanblog.com/

منبع : سايت «راهكار مديريت»