Make your own free website on Tripod.com

706 مردی که ميتوانست ثروتمند ترين مرد دنيا باشد

 

شنبه بيست و هشتم آبان 1384

**************************************************

در يک روز سرنوشت ساز تابستانی در سال ۱۹۸۰سه تن از پرسنل شرکت ای.بی.ام به ديدار يک گروه از برنامه نويسان هیپی شرکت دی.ار.ای ميرفتند واميدوار بودند که بتوانند مجوز سيستم عامل پيشتاز صنعت اين شرکت را بگيرند.

در عوض بنيانگذار اين سيستم عامل يعنی گری کيلدال آدمهای ای.بی.ام را رها کرد و سوار بر هواپيمايش به تعطيلات رفت.آی.بی.امی ها هم با دلخوری از اين موضوع به سراغ بيل گيتس و سيستم عاملش رفتند.به گفته کارشناسان سيستم عامل بيل گيتس کپی آشکاری از برنامه کيلدال بود. اين حکايت آنقدر تکراری شده که اگر در صنعت کامپيوتر آمريکا به کسی بگوييد روزی که گری کيلدال با هواپيمايش رفت بقيه داستان را خودش ميداند.

بيشتر از يک سال طول نکشيد که کيلدال متوجه شد گيتس دوست قديمی اش قرارداد نرم افزار را ازچنگش درآورده است.

اوايل به نظر ميرسيد کيلدال بهترين کسی است که ميشد آينده صنعت نوپای کامپيوتر را درچشمان او جستجو کرد اما کم کم که به اواخر عمرش نزديک شد سر از ميخانه ها در آورد و گرفتار الکل شد تا اينکه در ۵۲ سالگی دارفانی را وداع گفت. دلخوری کيلدال قابل درک است اما دوستان او هم معتقدند که تقصير خودش بوده است .

او اگرچه از لحاظ علمی وفنی شخص برجسته ای بود اما ازلحاظ تجاری ضعيف بود.يکی از مشاوران اسبق او معتقد است اگر وی در جايگاه امروزی گيتس قرار ميگرفت صنعت کامپيوتر بيشتر از اين نوآورانه و دانشگاهی ميشد.اما ديگران ميگويند کيلدال آنچه را که برای راهبری صنعت لازم است در اختيار نداشت. بيل موفق شد چون سوداگر سرسختی بود اما گری اين سرسختی را نداشت.                             مجله شبکه /شماره۵۸/مهر۱۳۸۴

بسياری از ما به نوعی يک گری کيلدال هستيم. و شايد تابحال موقعيتهای طلايی را به بهايی اندک يا به بهانه ای واهی ازدست داده ايم.

افراد زيادی هستند که موقعيت ورود به اين تجارت سودآور به آنها رو آورده اما يا وارد نشده اند و يا خيلی دير وارد سيستم خواهند شد و شانس راهبری اين صنعت را برای خود به تاخير می اندازند. شايد بی دليل نيست که جو فابريکاس ميگويد: هروقت از کسی نه ميشنوم به سهل انگاری اش تاسف ميخورم و آرزو ميکردم ايکاش آنگونه که من به اين بيزينس مينگرم به اين کسب و کار نگاه ميکرد.

اين داستان عبرت آموز ضمنا اين اصل را نيز يادآوری ميکند که هوش و تحصيلات هرچند فاکتورهای مهمی برای موفقيت هستند اما موثرترين فاکتور برای موفقيت سرسختی و پشتکار است.

 

منبع : وبلاگ كوئست شهسوار

منبع : سايت «راهكار مديريت»