790 – ترجمه CD Pathman2004 (قسمت چهارم)

 يكشنبه بيستم آذر 1384 

************* http://B-Team.blogfa.com  *************

 

ستون3 : ستون مربوط به ارتباطات است .اگر از هر زاویه ای به تجارت یا زندگی نگاه کنیم فقط ارتباطات را می بینیم .ارتباط پدر و فرزند و مادر و فرزند رئیس و مرئوس .در تجارت ما نیز ارتباط بالا سری با زیر مجموعه است .البته لغات بالا سری و زیرمجموعه خیلی جالب نیست ولی مجبورم برای توضیح از این کلمات استفاده کنم .ولی من به طور کلی به زیر مجموعه زیردست نمی گم یا با tc  صدا نمی زنم .شنیدم که می گن این tc  من هست و چند تا عدد. 

شما اسم زیر مجموعه تون رو نمی دونین ولی tc  رو می شناسین و اگر منو با tc  معرفی کنید ناراحت می شم .و باهاش مشکل دارم .ولی اگر به مسئله درست نگاه کنید در تجارت ما ارتباطات زیر مجموعه و بالاسری ها خیلی حیاتی است. خیلی از مردم درست فکر نمی کنن خیلی ها ورودی مستقیم اونها نیستید .و شما با چند level  بالاتر از خودتون دارید کار می کنید خیلی ها با این موضوع راحت نیستند اونها نمی تونند قبول کنند : من باید برم پیش بالاسری یا اون باید بیاد با من کار کنه. راحت نیستم باهاش کار کنم با اون مشورت کنم .اونها با این حقیقت راحت نیستند .اگر آجر 7 را یادتون باشه این بود که با بالاسری ها تون مشورت کنید .خیلی مردم فکر می کنند این کار سختیه .چرا باید با اونها چک کنم مگه اونها رئیس من هستند . من نمی توانم توی این قسمت مستقل عمل کنم .اولین قانون network marketing  اگر تصمیم بگیرید تنها کار کنید تقریبا شانس شما برای موفقیت صفر است .فکر کنید چرا نمیخواهید برید سراغ بالاسری و با اون مشورت کنید .

vj میگه اگه موفقیت رو جایی دیدید زیر سئوال نبرید و شک نکنید فقط کپی برداری کنید .vj  مثلا leader  من هست و من میرم پیشش برای مشورت .چه کار می تونم بکنم اون leader  من است .من به وسیله company  معرفی شدم و بالاسری ندارم . اصولا بالا سری های من kurt , vj , japa,… هستند .بنابراین من با اونها مشورت می کنم .من از اونها نصیحت قبول می کنم که چطور می تونم یه network  جالب داشته باشم و از japa  نصیحت می گیرم که چطور یک به یک با اونها کار کنم .چون اون خدای   face to face است .من نمی خوام تنها باشم .من یه بالاسری می خوام .بنابراین اولین سئوالی که از خودتون می پرسید اینه که همچین ارتباطی رو با بالاسری ها و زیر مجموعه خودتون دارید .بالاسری شما کی هست .

بنابراین باید توجه کنید که اون چند LEVEL  بالاتر از شماست که شما رو معرفی کرده و بالاترش کسی هست که داره کار می کنه بالاسری مستقیم منظورم نیست اون کسی که کار می کنه .خیلی ها می گن ما نمی دونیم بالاسریمون کی هست یا یه مرد 70 ساله است که روسی حرف می زنه .بنابراین شما باید بالاسرتون رو یکی که فعال هست مشخص کنید .بالاسری های مستقیم من اعضاء شرکت هستند و من با انها کار می کنم .اگر بالاسری نداشته باشید فقط شما بار کاری خودتون رو زیاد می کنید .کارتون سخت تر می شه .برای کاراتون حتما به این موضوع فکر کنید. بنابراین من چه کار باید کنم زمان زیادی را با بالاسریم صرف می کنم .من بالاسری فعال هستم یکسری LEADER  فعال دارم .بنابراین اونها با افراد مختلفی کار می کنن .

اگر منتظر هستید بالاسری بیاد شما رو شکار کنه و بهتون کمک کنه اشتباه می کنید .یه بالاسری با 1000 نفر داره کار می کنه بنابراین اونها نمی تونن بیان کمک کنن و هی بگن کمک نمی خواهید کمک نمی خواهید و.....

این اصل مهم و با ارزش را یاد بگیرید اگه اومدید تو quest net  و می خواهید موفق بشید باید دنبال یک leader  موفق باشید و از اون بخواهید تا به شما کمک کند .بالاسری هاتون رو شکار کنید .اگه بالاسری فعال می شناسید 2 صبح برید در خونش و بگید شما موفق هستید و من به کمک شما نیاز دارم .

به یاد دارم سالهای اول خیلی چیزها لازم بود یاد بگیرم و vj سفرهای زیادی میرفت و نمی شد پیداش کرد .sms  زدم که من به کمک شما نیاز دارم میشه یه نشستی داشته باشیم .vj  جواب داد من سنگاپور هستم خواستی بیا .من اون موقع کوالالامپور بودم یه چیزی حدود 6 ساعت رانندگی باید می کردیم من هم leader  هامو جمع کردم 3-4 تا ماشین و راه افتادیم دنبال هم . بعضی ها اون موقع part time  کار می کردند و باید صبح می رفتن سر کار به همین خاطر کل راه رو من رانندگی کردم .vj  تو هتل بود .ما رفتیم تو هتل  lobby.vj  چند تا جلسه داشت به من گفت اگه دوست دارید صبر کنید .و ما هم منتظر موندیم .خوب 6 ساعت رانندگی کردیم .3 ساعت هم صبر کردیم و بالاخره vj  اومد پایین .پس از اون جلسات بود که سنگاپور شروع به رشد کرد .اون اومد پایین و خیلی لحن عذر خواهانه داشت .گفتم vj ما فقط می خواستیم با شما صحبت کنیم و دور هم باشیم .

اون 45 دقیقه با ما صحبت کرد و 45 دقیقه خودش رو با ما تقسیم کرد و بعد رفت به یک جلسه دیگه و ما 6 ساعت دیگه رانندگی کردیم تا برگردیم .ولی اون 45 دقیقه ارزشش رو داشت .ادامه دارد...

 

منبع : وبلاگ Quest-Team